|
سوال
و جواب
آيا
محصولات پتروشيمي كه در ايران براي توليد
آنها سرمايه گذاري شده است ، با كاهش
تقاضاي جهاني و نتيجتا” كاهش قيمت مواجه
نخواهند شد؟
اشاره
:
دامنه
تنوع طرحهاي در دست اجراي پتروشيمي
عليرغم چشم انداز روشني كه پيش چشم مي
گذارد اما بعضا” در ارتباط با بازارهاي
جهاني احتمالاتي را پيش مي كشد كه سوال
بالا يمي از آنهاست
آنچه
مي خوانيد توضيحاتي است كه مديريت برنامه
ريزي و توسعه در قالب سوال و جواب ،به
روشنفكري زواياي كارشناسي موضوع ارائه
داده است .
قيمت
محصولات پتروشيمي علاوه بر پيروي از
قانون عرضه و تقاضا بطور تجربي از يك سيكل
سينوسي پيروي مي كند و حدودا” دامنه اين
سيكل يعني فاصله بين ماگزيمم و مي نيمم
منحني 8 سال است .
اين
8 سال شامل دوران مهندسي و نصب ساختمان و
چند سال اول بهره برداري مي باشد .
طبيعي
است كه برنامه ريزي به نحوي صورت مي گيرد
كه شروع سرمايه گذاري در دوران افول قيمت
و به توليد رسيدن در زمان اوج قيمت ها
باشد و بهمين دليل برنامه هاي فاز سوم
توسعه پتروشيمي ايران كه تا حدودي منطبق
بر برنامه پنجساله سوم كشور نيز بود .
طوري
طراحي گرديد كه محصولات واحدها در سالهاي
2004 تا 2006 (1383 تا 1385) كه منحني قيمت در اوج
خود قراردارد وارد بازار گرديد.
بنابراين
از ديدگاه قيمت سرمايه گذاري در توسعه در
زمان صحيح خود صورت گرفته است كه انشاء
الله اكثريت طرح هاي در دست اجراء شركت
ملي صنايع پتروشيمي در طول سالهاي 1383 تا
1385 به بهره داري خواهند رسيد.
اما
مهمترين نكته در اين سرمايه گذاري و
برنامه به ظاهر سنگين جبران عقب ماندگي
ها و استفاده از فرصت ها بود.
نبايد
از ياد ببريم كه كشور ايران با قرار داشتن
در موقعيت دوم جهاني به لحاظ ذخاير نفت و
گاز تنها حدود 7/0 (هفت دهم ) درصد توليد
پتروشيمي جهان را در اختيار داشت و نبايد
فراموش كنيم كه اولين واحد پتروشيمي در
منطقه خاورميانه در مرودشت شيراز و اولين
واحد توليد محصولات پليمري (PVC)
در خاورميانه در آبادان ايجادشد و نبايد
فراموش كنيم كه در طول 8 سال جنگ تحميلي و
رشادتهاي جوانان اين مملكت و مقاومت
دليرانه و شهادت هزاران سرادار
،پتروشيمي كشورهاي مجاور به رشد چشمگيري
رسيدند به نحوي كه امروز عربستان سعودي
پس از خريدن شركت DSM در جايگاه سيزدهم جهاني و ايران در
جايگاه هشتادو نهم قرار دارد.
پس
بايد تلاش شبانه روزي صورت مي گرفت كه به
نحوي جبران عقب ماندگيها بشود.
اما
در مورد استفاده از فرصت ها :
كل
خوراك قابل استفاده در برنامه پنجساله
اول توسعه كشور، براي توسعه صنعت
پتروشيمي نفتاي قابل دسترسي از پلايشگاه
هاي كوچك اراك ، اصفهان و تبريز و اصفهان
در بخش پليمر و آروماتيك سرمايه گذاري
گرديد و آنچه از ميادين نفتي و گازي
خوزستان نيز به عنوان خوراك يعني گازهاي
همراه نفت و مايعات گازي نيز قابل دسترسي
بود تحت عنوان برنامه هاي پنجساله دوم (كه
اين برنامه در حقيقت همراه با برنامه
پنجساله سوم اجرا شده و مي شود ) با شروع
بهره برداري از مخازن گازي پارس جنوبي –
كه يك مخزن مشترك با كشور قطر مي باشد و
اين كشور همسايه حدود 10 سال است كه از آن
بهره برداري مي كند،در حقيقت حدود 50% از
سهم ايران به صورت مجاني استفاده شده است
– به دليل دسترسي به مايعات گازي و
همچنين غني بودن فاز گازي كه با تصميم
عاقلانه و شجاعانه وزارت نفت از طريق
قراردادهاي بيع متقابل و بعدا” به صورت فاينانس صورت گرفت ،خوراك
لازم براي توسعه صنعت پتروشيمي فراهم
گرديد.
حالا
چرا استفاده ؟
گاز
استحصال شده از فازهاي پارس جنوبي پس از
تثبيت و شيرين سازي حدود 10% مواد قابل
استفاده در توليد محصولات پتروشيمي را در
بر دارد و 90% بقيه قابل استفاده در بخش
انرژي و يا تزريق به چاه هاي نفت يا
صادرات مي باشد صنعت پتروشيمي ضمن استفاده از
استحصال 10% قابل استفاده در توليد
محصولات پتروشيمي در برنامه هاي توسعه اي
خود (برنامه پنجساله سوم ) و در آينده
برنامه پنجساله چهارم و پنجم (افق 10ساله )
و افق 20 ساله در حقيقت از خروج اين مواد
بسيار ارزشمند از طريق شبكه صادراتي و يا
تزريق به چاه هاي نفت جلوگيري نمود و اين
همان مقوله استفاده از فرصت هاست .
و
اما در مورد نگراني از كاهش تقاضاي جهاني
و كاهش قيمت :
در
حقيقت اين سوال و ايرادي است كه توليد
كنندگان محصولات پتروشيمي در كشورهاي
غربي و كشورهاي پيشرفته آسيايي (ژاپن ،
تايوان ،كره جنوبي كه توليد كنندگان عمده
در آسيا هستند و اخيرآ عربستان ) مي كنند
تمام اين كشورها قطعآ بايد نگران باشند و
درست هم هست زيرا اين كشورها توليدات
محصولات پتروشيمي خود كه قطب ها بزرگ
توليد نيز هستند بر اساس خوراك نفتا (حاصل
از نفت خام ) كه وارداتي نيز هستند و با
ظرفيت هاي پايين تر از ظرفيت هاي برنامه
سوم و از طريق واحدهاي تقريبا” فرسوده
توليد مي كنند .
بنابراين
پس از عرضه محصولات پتروشيمي ايران ،
محصولات واحدهاي آنها به دليل قيمت تمام
شده بالا در محصول (گراني خوراك نفتا در
مقابل خوراك گازي پتروشيمي ايران ) و يا
فرسوده شده واحدها و يا پائين بودن ظرفيت
ها در مقايسه با ظرفيت هاي ايران ،
محصولات توليدي اين كشورها قابل رقابت با
محصولات ايران نخواهد بود .
و
با ديدگاه درست اقتصادي كه دارند با
تدريج واحدهاي فرسوده و با ظرفيت پايين
با خوراك گران نفتا را از مواد توليد خارج
و محصولات مياني پتروشيمي را وارد خواهند
كرد.
كما
اينكه اين فرآيند شروع شده است و پيش خريد
محصولات پتروشيمي ايران ، گواه بزرگي بر
اين واقعيت است .
اما
در مورد باز پرداختها
شركت
ملي صنايع پتروشيمي تنها شركت كشور است
كه از حدود 12 سال پيش هيچگونه منابعي را
از دولت دريافت نكرده و توسعه صنعت را با
تكيه بر منابع خود انجام داده است و تنها
شركتي است كه بدون هيچگونه ضمانتي از طرف
دولت و يا بانك مركزي تسهيلات مالي خارجي
را دريافت مي كند كه تا كنون به حدود 40%
رسيده است و شايد تنها شركتي در كشور باشد
كه بازپرداخت هاي خود را چند روز قبل از
سر رسيد پرداخت نموده است كه اين خوش
حسابي مورد تقدير و تاييد بانكهاي بين
المللي و موسسات تامين كننده تسهيلات
مالي قرار گرفته است پس بنابراين چه
بحراني؟
بحران
آنجاست كه كار نكنيم و ظرفيت هاي بالقوه
كشور را در اقتصاد جاري نكنيم و پاسخگوي
نيازهاي جامعه از جمله بوجود آوردن شرايط
ايجاد شغل نباشيم .
در
مورد قيمت و ....
طبيعي
است كه قانون عرضه و تقاضا در جايگاه خود
قراردارد و در شروع توليد و سرازير شدن
حجم زياد محصولات به بازار با كاهش قيمت
مواجه خواهيم بود اما به تدريج تعادل
حاصل از خروج واحدهاي كهنه و گران محصول
از مدار توليد ، قيمت ها متناسب با رشد
مصرف محصولات پتروشيمي حاصل خواهد شد .
آيا
بايد اين سوال از تايوان كه نه زميني در
اختيار دارد ، نه خوراك اما به ظرفيت 44
ميليون تن در توليد محصولات پتروشيمي
رسيده است پرسيده شود ؟
يا
از ايران كه در اوج نياز به توسعه ،رشد
توليد و افزايش GDP و
ايجاد اشتغال و جلوگيري از هدر رفتن فرصت
هاست ؟
|