|
توضيح |
تعريف |
واژه مصوب |
ضبط فارسي |
واژه بيگانه |
شاخه |
زبان |
حوزه |
| صفحهاي از جنس پلاستيك يا فايبرگلاس غيرهادي كه براي قرار دادن و متصل ساختن مجموعهاي از تراشهها و دستگاههاي ديگر، در رايانه به كار ميرود | تخته (مدار) | (circuit) board | en. | عم | |||
| تعدادي رايانه و دستگاههاي جانبي كه به وسيله كابل يا خط تلفن يا ساير پيوندهاي ارتباطي به يكديگر متصل شده باشند | شبكه (رايانهاي) | (computer) network | en. | عم | |||
| آزموني كه با آن درستي كاركرد يك سيستم رايانهاي با دادههاي واقعي، برابر مشخصات مندرج در قرارداد، و زمان مورد نظر كاربر وارسي ميشود | آزمون پذيرش | acceptance test | en. | عم | |||
| فرايند دست يافتن به خانههاي حافظه (خواندن و نوشتن) و پروندههاي رايانهاي و دستگاه رايانه و تجهيزات جانبي آن | دستيابي | access | en. | عم | |||
| ثباتي كه نتايج عمليات انجامشده در واحد حساب و منطق را در خود نگه ميدارد | انباشتگر | accumulator | en. | عم | |||
| مربوط به نگارهاي كه داراي چرخه نباشد | ناچرخهاي | acyclic | en. | عم | |||
| مدار الكترونيكي رقمي براي انجام عمل جمع | جمعْزن | adder | en. | عم | |||
| عدد يا نمادي كه مكان معيني از حافظه را مشخص ميكند و با ارجاع به آن ميتوان به محتواي آن مكان دست يافت | نشاني | address | en. | عم | |||
| 1. (از لحاظ امكان) قابليت مشخص كردن نقطهاي از حافظه و مانند آن 2. (از لحاظ ميزان) شمار نقاظ نشانيپذير در حافظه و مانند آن | نشانيپذيري | addressability | en. | عم | |||
| 1. (در زمينه نرمافزار) فرايند تعيين مكان يك خانه معين از حافظه 2. (در زمينه كاربرد) فرايند تعيين محلي در يك شبكه ارتباطي كه بايد پيامي به آنجا برود | نشانيدهي | addressing | en. | عم | |||
| اولين مرحله از آزمايش محصول نرمافزاري جديد كه معمولاً كارشناسان شركت توليدكننده در آن شركت انجام ميدهند | آزمون الف | alpha test | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه معمولاً با يك يا دو كليد ديگر به طور همزمان فشار داده ميشود تا كاركردي غير از كاركرد اصلي هر يك از كليدهاي تركيبشونده ايجاد كند | (كليد) دگرساز | alt (key) | en. | عم | |||
| كارساز مستقلي كه توزيع و مديريت نرمافزاري را برعهده دارد | رساننده خدمات كاربردي، رخك | Application Service Provider, ASP | en. | عم | |||
| بخشي از پردازنده مركزي رايانه كه عمليات رياضي و منطقي در آن انجام ميشود | واحد حساب و منطق | arithmetic-logic unit, ALU | en. | عم | |||
| ساختاري شامل مجموعهاي از يك نوع داده همنام با آرايش مشخص | آرايه 2 | array | en. | عم | |||
| رايانه خاصي با چندپردازنده براي پردازش موازي تعداد زيادي از آرايهها | آرايهپرداز | array processor | en. | عم | |||
| پروندهاي كه به همراه پيامنگار فرستاده يا دريافت ميشود | پيوست | attachment | en. | عم | |||
| مجاز شمردن كاربر در دستيابي به دادهها يا استفاده از سيستم | اجازه | authorization | en. | عم | |||
| كاربري كه اجازه دستيابي به سيستم براي انجام كارهاي معيني را داشته باشد | كاربر مُجاز | authorized user | en. | عم | |||
| شبكهاي با ظرفيت مجراهاي ارتباطي زياد كه به عنوان ستون فقرات يك شبكه بزرگ، شبكههاي كوچكتر را به يكديگر مرتبط ميسازد | مازه | backbone (network) | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه مكانْنما را به اندازه يك نويسه به عقب ميبرد | (كليد) پسبر | backspace (key) | en. | عم | |||
| معيار سنجش ويژگيهاي سيستم | محك | benchmark | en. | عم | |||
| آزمون توان پردازش سيستم رايانهاي (سختافزار يا نرمافزار) با برنامههاي استاندارد سنجش دقت و سرعت و كارايي و قابليت اطمينان و هزينه | محكزني | benchmarking | en. | عم | |||
| دومين مرحله از آزمايش محصول نرمافزاري يا سختافزاري جديد كه با استفاده از كاربران برگزيده در خارج از كارخانه و قبل از عرضه تجاري محصول صورت ميگيرد | آزمون ب | beta test | en. | عم | |||
| متشكل از دو جزء؛ مربوط به دستگاه عددنويسي در مبناي 2 كه در آن از ارقام صفر و يك استفاده ميشود؛ در مورد همه ابزارهايي كه با دو حالت كار ميكنند نيز به كار ميرود | دوگاني | binary | en. | عم | |||
| 1. (در حوزه رايانه) نوعي تراشه كه قرار است به جاي تراشههاي سيليسي به كار رود؛ در مدارهاي اصلي اين تراشهها كه هنوز مراحل آزمايشگاهي خود را ميگذرانند، از مولكولهاي زنده يا پروتئينها استفاده ميشود و در نتيجه انرژي مصرفي آنها نزديك به صفر خواهد بود 2. (در مهندسي پزشكي) نوعي تراشه كه در بدن موجود زنده كار گذاشته ميشود و ميتواند از طريق الكتروليتها به تبادل اطلاعات با اندامهاي زنده بپردازد | زيستتراشه | biochip | en. | عم | |||
| رقم دوگاني؛ صفر يا يك | بيت | bit | en. | عم | |||
| نسخه ديگري از پيامنگار كه براي شخص ديگري غير از گيرنده اصلي فرستاده ميشود، بيآنكه گيرنده اصلي آگاه شود | رونوشت محرمانه، ر.ن.م | blind carbon copy, bcc | en. | عم | |||
| عنصري تصويري كه متناوباً روشن و خاموش ميشود | چشمكزن | blinking 1 | en. | عم | |||
| خاموش و روشن شدن عنصر تصويري بر روي نمايشگر براي جلب توجه كاربر | چشمكزني | blinking 2 | en. | عم | |||
| برگشت پيام يا پستالتكرونيك در شبكههاي رايانهاي در صورتي كه به هر علتي به دست گيرنده نرسد | واگشت | bounce | en. | عم | |||
| مسيري سختافزاري كه بخشي از رايانه را به بخش ديگر مرتبط ميكند | گذرگاه | bus | en. | عم | |||
| دنبالهاي از ارقام دوگاني همجوار كه معمولاً براي نمايش يك نويسه به كار ميرود | بايت | byte | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه فشار دادن آن بخش عددي صفحهكليد را فعال يا غيرفعال ميكند | (كليد) قفل تبديل | caps lock (key) | en. | عم | |||
| نسخه ديگري از پيامنگار كه براي شخص ديگري غير از گيرنده اصلي فرستاده ميشود | رونوشت، ر.ن | carbon copy, cc | en. | عم | |||
| جعبهاي كه اجزاي اصلي سختافزاري رايانه براساس طرحي خاص در آن جاي داده ميشود | محفظه، كازه | case | en. | عم | |||
| واحدي در رايانه كه تفسير و اجراي دستورالعملها و همچنين كنترل ساير واحدهاي رايانه را برعهده دارد | واحد پردازش مركزي | central processing unit, CPU | en. | عم | |||
| گفتوگوي اينترنتي ميان دو يا چند كاربر | گپ | chat 1 | en. | عم | |||
| گفتوگوي كاربري با كاربر يا كاربران ديگر با استفاده از اينترنت | گپ زدن | chat 2 | en. | عم | |||
| يكي از خدمات اينترنت كه امكان گفتوگو بين دو يا چند كاربر را فراهم ميسازد | گپزني | chatting | en. | عم | |||
| قطعه كوچكي از سيليس با مدارهاي الكتريكي مجتمع كه در ساخت رايانهها به كار ميرود | تراشه | chip | en. | عم | |||
| سيستمي كه در آن كارخواه درخواستي براي كارساز ميفرستد و كارساز آن درخواست را پردازش ميكند و نتيجه را به كارخواه باز ميگرداند | كارخواه - كارساز | client-server | en. | عم | |||
| دستگاهي براي پردازش خودكار دادهها | رايانه | computer | en. | عم | |||
| آشنايي با رايانهها در حد توانايي استفاده از آنها | سواد رايانه | computer literacy | en. | عم | |||
| هنر و علم و فن تهيه برنامههاي رايانهاي | برنامهسازي رايانهاي، برنامهنويسي رايانهاي | computer programming | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه آن را معمولاً همزمان با كليد(هاي) ديگري فشار ميدهند تا به كاركرد مشخصي دست يابند | (كليد) مهار | control (key) | en. | عم | |||
| ريزپردازندهاي كه براي كمك به ريزپردازنده اصلي براي افزايش توان پردازشي آن به كار ميرود | همپرداز | coprocessor | en. | عم | |||
| نشانگري كه محل نويسه جاري را بر روي صفحه نمايش مشخص ميكند | مكانْنما | cursor | en. | عم | |||
| اعداد و متن و مانند آن كه ميتوان آنها را به شكل خاصي مرتب كرد تا امكان ذخيرهسازي و پردازش آنها به وسيله رايانه فراهم شود | داده، دادهها | data | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه براي حذف نويسهها از صفحه نمايش به كار ميرود | (كليد) حذف | delete (key) | en. | عم | |||
| رايانهاي كه بر روي سطح ميز كار جاي ميگيرد؛ اين اصطلاح هم به رايانههاي شخصي و هم به ايستگاه كاري اطلاق ميشود | رايانه روميزي | desktop computer | en. | عم | |||
| توليد گزارش يا دفترك يا كتابچه راهنما يا هرگونه متن چاپي با استفاده از رايانههاي روميزي و دستگاههاي جانبي دفتري | نشر روميزي | desktop publishing | en. | عم | |||
| نام بخشي از شبكه رايانهاي كه زير فرمان يك كارساز است | نام دامنه | domain name | en. | عم | |||
| فرايند تخصيص دادن نام دامنههاي جديد و خاص به يك مالك يا خريدار نام دامنه | ثبت نام دامنه | domain name registration | en. | عم | |||
| چاپگري كه در آن حرف يا نماد، ماتريسي از نقاط است و بر اين نقاط مركب افشانده يا ضربه همراه با مركب وارد ميشود | چاپگر سوزني | dot matrix printer | en. | عپ | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه فشار دادن آن باعث حركت مكانْنما معمولاً به اندازه يك سطر به سمت پايين ميشود | (كليد) پايينبر | down arrow (key) | en. | عم | |||
| نامه(ها)يي كه پيش از ارسال آماده شده باشد و نيز مجازا، محل نگهداري آنها | پيشنويس | draft | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه مكانْنما را به پايان سطر جاري يا پايان متن ميبرد | (كليد) پايانبر | end (key) | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه با آن اجراي فرماني از سيستم عامل درخواست يا پايان سطر يا پاراگراف به برنامه واژهپرداز اعلام ميشود | (كليد) ورود | enter (key) | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه براي لغو يك عمل يا خارج شدن از برنامه به كار ميرود | (كليد) گريز | escape (key) | en. | عم | |||
| كليد برنامهپذير كه با توجه به نرمافزار مورد استفاده قادر به اجراي چند وظيفه مختلف است | (كليد) كار | function (key) | en. | عم | |||
| دست يافتن غير مجاز به دادهها در رايانه، معمولا به قصد تخريب يا سوءاستفاده | رخنه كردن | hack | en. | عم | |||
| ابتدا به معني كاربر جدي و مشتاق رايانه بود، ولي امروز به كساني گفته ميشود كه از رايانه براي دستيابي غير مجاز به دادهها، و معمولا به قصد تخريب، بهره ميگيرند | رخنهگر | hacker | en. | عم | |||
| عمل استفاده از رايانه براي دستيابي غير مجاز به دادهها و معمولا به قصد تخريب يا سوءاستفاده، به ويژه در شبكهها | رخنهگري | hacking | en. | عم | |||
| كليه اجزاي فيزيكي سيستم رايانهاي از قبيل بخشهاي الكترونيكي و الكترومكانيكي مانند تختهمدار، دستگاههاي جانبي و ورودي و خروجي | سختافزار | hardware | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه مكانْنما را به ابتداي سطر جاري يا ابتداي متن ميبرد | (كليد) آغازه | home (key) | en. | عم | |||
| ريزْرايانهاي كه در منزل براي كاربردهايي نظير بازي و كنترل لوازم خانگي و كمك به دانشآموزان در انجام تكاليف به كار ميرود | رايانه خانگي | home computer | en. | عم | |||
| نخستين صفحه اطلاعات يك فرد يا سازمان بر روي شبكه اينترنت | آغازه | home page | en. | عم | |||
| ابزار انشعاب در شبكه محلي با پيكربندي ستارهاي كه تمامي كابلهاي ارتباطدهنده رايانههاي شبكه از آن عبور ميكنند | ناف | hub | en. | عم | |||
| مكاني كه پيامنگارهاي رسيده در آن نگهداري ميشود | دريافتي | inbox | en. | عم | |||
| مسير عمده تبادل اطلاعات بين سيستمهاي مختلف، معمولا در اينترنت، با سرعت بالا | بزرگراه اطلاعاتي | information highway | en. | عم | |||
| اصطلاح عام ناظر بر تمام فنوني كه در آنها از رايانه و فناوري ارتباطات براي ايجاد، ذخيرهسازي، نمايش، تبادل و مديريت اطلاعات استفاده ميشود | فناوري اطلاعات؛ فا | Information Technology, IT | en. | عم | |||
| مربوط به زيرساخت | زيرساختي | infrastructural | en. | عم | |||
| مجموعه عناصر پايهاي لازم براي انجام يك فعاليت يا ايجاد يك سيستم | زيرساخت | infrastructure | en. | عم | |||
| چاپگري كه با پرتاب ذرات جوهر بر كاغذ نقش ايجاد ميكند | چاپگر جوهرافشان | ink-jet printer | en. | عم | |||
| انتقال دادهها به حافظه سيستم رايانهاي براي پردازش يا دستيابي بعدي | درونداد | input | en. | عم | |||
| بخشي سختافزاري از سيستم رايانه كه براي ورود دادهها به سيستم طراحي ميشود | ورودي | input (device) | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه با فشار دادن آن ميتوان نويسههايي را بين نويسههاي موجود وارد كرد | (كليد) درج | insert (key) | en. | عم | |||
| شبكه جهاني رايانهها متشكل از تعداد زيادي شبكه رايانهاي بههمپيوسته و گسترده در سطح جهان | اينترنت | internet | en. | عم | |||
| سازمان يا شركتي كه دسترسي به خدمات اينترنتي را براي كاربران رايانه فراهم ميسازد | Internet Service Provider, ISP | en. | عم | ||||
| مبحث و دانش و فن برقراري تماس تلفني از طريق اينترنت | تلفن اينترنتي | internet telephony | en. | عم | |||
| مجموعهاي از كليدهاي نمايشگر حروف الفبا و نشانههاي ديگر كه بر روي يك صفحه قرار گرفتهاند و به رايانه متصل ميشوند؛ از اين دستگاه براي ورود اطلاعات به رايانه استفاده ميشود | صفحهكليد | keyboard | en. | عم | |||
| نوعي رايانه سبك و كوچك كه به منظور حمل آسان و قرار دادن روي زانو طراحي شده است | رايانه كيفي | laptop computer | en. | عم | |||
| چاپگري كه در آن از پرتو ليزر براي نشاندن جوهر بر كاغذ استفاده ميشود | چاپگر ليزري | laser printer | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه فشار دادن آن باعث حركت مكانْنما به اندازه يك نويسه به سمت چپ ميشود | (كليد) چپبر | left arrow (key) | en. | عم | |||
| چاپگري كه در آن اطلاعات يك سطر يكجا چاپ ميشود | چاپگر سطري | line printer | en. | عم | |||
| شبكهاي رايانهاي كه فاصله گرههاي آن معمولاً از چند صد متر تجاور نميكند | شبكه داخلي | Local Area Network, LAN | en. | عم | |||
| ثبت فعاليتهاي يك رايانه يا كاربر براي استفاده مديريت سيستم | ثبت كردن | log | en. | عم | |||
| فرايند ذخيرهسازي اطلاعات مربوط به رويدادهاي يك شبكه همراه با ثبت جزئيات آن براي روشن شدن جزئيات فعاليتهاي يك سامانه | ثبت | logging | en. | عم | |||
| نشانهاي در قسمت پايين هر دكمه در صفحه كليد | پاييني | lower case | en. | عم | |||
| مكاني كه همه پيامنگارهاي يك كاربر در آن نگهداري ميشود | نامهدان | mailbox | en. | عم | |||
| رايانهاي سريع و بزرگ با قابليت پردازش زياد | بزرگرايانه | mainframe computer | en. | عم | |||
| يكي از بخشهاي اصلي رايانه كه وظيفه نگهداري دادهها را برعهده دارد | واحد حافظه | memory unit | en. | عم | |||
| تراشهاي در مقياس ميكروسكوپي | ريزتراشه | microchip | en. | عم | |||
| رايانهاي كه پردازنده آن معمولاً از يك تراشه تشكيل ميشود | ريزْرايانه | microcomputer | en. | عم | |||
| پردازندهاي كوچك كه به صورت تراشه طراحي و ساخته شده است | ريزپرداز | microprocessor | en. | عم | |||
| رايانههاي رده متوسط | خردرايانه | minicomputer | en. | عم | |||
| صفحه نمايش رايانه | نمايشگر | monitor 1 | en. | عم | |||
| دستگاهي براي پاييدن و مشاهده فعاليتها در سيستم پردازشي به منظور تحليلهاي بعدي | پايشگر | monitor 2 | en. | عم | |||
| عمل پاييدن و مشاهده فعاليتها در سيستم پردازشي به منظور تحليلهاي بعدي | پايشگري | monitoring | en. | عم | |||
| دستگاه الكترونيكي كوچكي كه به رايانه متصل ميشود و با حركت دادن آن ميتوان مكانْنما را روي صفحه نمايش جابهجا كرد و با دكمههاي آن به سيستم فرمانهايي داد | موشي | mouse | en. | عم | |||
| صفحهاي كه موشي رايانه روي آن حركت داده ميشود | زيرموشي | mouse pad | en. | عم | |||
| گشتن در جهانوب با دنبال كردن مسيرهاي ابرمتني از سندي به سند ديگر در رايانههاي مختلف | ناويدن | navigate | en. | عم | |||
| فرايند جستوجوي مسيرهاي مختلف به منظور يافتن داده مورد نظر | ناوش | navigation | en. | عم | |||
| نرمافزاري كارخواه كه صفحههاي وب را نمايش ميدهد | ناوشگر | navigator | en. | عم | |||
| رايانهاي معمولاً بدون دستگاههاي جانبي كه صرفاً براي اتصال به شبكههاي رايانهاي و بهرهگيري از امكانات آنها به كار ميرود | رايانه شبكهاي | network computer | en. | عم | |||
| محل برخورد دو يا چند مجراي ارتباطي در يك شبكه رايانهاي | گره | node | en. | عم | |||
| رايانه شخصي كوچك و سبك و قابل حمل كه معمولاً به اندازه يك كتاب است | رايانه كتابي | notebook computer | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه فشار دادن آن بخش عددي صفحهكليد را فعال يا غيرفعال ميكند | (كليد) قفل اعداد | num lock (key) | en. | عم | |||
| وضعيت قطع ارتباط از رايانه مركزي | برونخط | off-line | en. | عم | |||
| وضعيت يا حالت وصل بودن به رايانه مركزي | برخط | on-line | en. | عم | |||
| مكاني براي نگهداري پيامنگارهايي كه قرار است فرستاده شود | ارسالي | outbox | en. | عم | |||
| اطلاعات توليدشده به وسيله برنامه رايانهاي | برونداد | output | en. | عم | |||
| بخشي سختافزاري از سيستم رايانه كه براي ارائه برونداد طراحي ميشود | خروجي | output (device) | en. | عم | |||
| چاپگري كه متن يك صفحه را يكجا چاپ ميكند | چاپگر صفحهاي | page printer | en. | عم | |||
| رمزي براي شناساندن كاربر به سيستم رايانهاي تا كاربر بتواند به سيستم دستيابي داشته باشد | اسم رمز | password | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه فشار دادن آن باعث ايست موقت فرايند جاري ميشود | (كليد) مكث | pause (key) | en. | عم | |||
| رايانهاي كه براي استفاده شخصي طراحي شده است | رايانه شخصي | personal computer | en. | عم | |||
| رايانهاي كوچك و قابل حمل به ابعادي كه ميتوان آن را با يك دست نگه داشت و با دست ديگر از آن استفاده كرد يا در جيب گذاشت | رايانه جيبي | pocket computer, hand-held computer, palmtop computer | en. | عم | |||
| يكي از كليدهاي صفحهكليد رايانه كه معمولاً فشار دادن آن باعث انتقال محتويات صفحه نمايش به چاپگر ميشود | (كليد) چاپ صفحه | print screen (key) | en. | عم | |||
| مداري كه سيمهاي ارتباطدهنده اجزاي آن بر صفحهاي نقش بسته است | مدار چاپي | printed circuit | en. | عم | |||
| اصطلاح قديميتر براي تختهمدار | تخته (مدار) چاپي | printed circuit board | en. | عم | |||
| دستگاه خروجي رايانه كه اطلاعات نوشتاري يا نگارهاي را بر سطح كاغذ يا مواد ديگر چاپ ميكند | چاپگر | printer | en. | عم | |||
| انجام عمليات بر روي دادهها | پردازش | processing | en. | عم | |||
| واحدي در رايانه كه تفسير و اجراي دستورالعملها را برعهده دارد | پردازنده | processor | en. | عم | |||
| كارسازي كه بين كارخواه و كارساز اصلي قرار ميگيرد و وظيفه آن تسريع، تسهيل و محدود كردن دستيابي به برخي پروندهها يا پايگاههاست | پيشكار | proxy (server) | en. | عم | |||
| فرماني براي دريافت پيامنگارهاي تازه | دريافت | receive | en. | عم | |||
| 1. تكرار كردن يك عمل كه در نهايت منجر به بازسازي يا احياي ويژگيهاي آن ميشود 2. كپي كردن اطلاعات (محتويات اطلاعاتي) از يك رسانه ذخيرهسازي بر همان رسانه | بازآوردن | refresh | en. | عم | |||
| ويژگي آنچه بازآور |